سخن سردبیر سایت پیوند سرا :

"گلچهره"، که نویسنده اش، بابک اسماعیلی، آن را رمان می خواند، کار جدیدی، در زمینۀ داستان نویسیِ امروز فارسی است.
بدون تردید، نویسنده، تحت تأثیر و به تقلید از آثار عبدالرحیم طالبوف، روشنفکر پیش از عصر مشروطیت، اثر خود را نگاشته است. روشنفکری که با نگارش کتاب های روشنگرانه از جمله "مسالک المحسنین" و "کتاب احمد"، بر بسیاری از مشروطه خواهان تأثیر گذاشت.
طالبوف در نوشته های خود، معلمی را تصویر می کند که ضمن تدریس و آموزش علوم مختلف، بویژه علوم طبیعی، به زبان بسیار ساده فارسی، شاگردانش را با مسائل سیاسی و اجتماعی نیز آشنا کرده و دست به تبلیغ آزادی و حکومت قانون می زند.
بابک اسماعیلی، تحت تأثیر این سبک ادبی، و با پشتوانۀ سالها تدریس و آشنائی با شرایط بحرانی ایران، اثری واقعی می آفریند که با عناصر مختلف ذهنی او درآمیخته اند. گلچهرۀ او گرچه وجود واقعی است، اما با شخصیت داستانی، فاصله دارد. همچنین، ادبیاتی که بر اساس زمینه های واقعی در دوران بحران آفریده می شوند، در فرهنگی دیگر و زبانی دیگر، به علت غرابت ذهن و عدم تجربۀ خواننده غیرایرانی، ممکن است اثری سوررئال یا رئالیسم جادوئی بنظر آیند.
بطور مثال، اگر"گلچهره" به زبان انگلیسی ترجمه شود و شاگرد مدرسه ای در آمریکا آن را بخواند، به جوانی مثل خودش برمی خورد. اما روزی همان شاگرد، در بازگشت به خانه، با ترس و هراس، پلیس امنیتی را می بیند که وحشیانه به خانۀ شان حمله برده تا "بشقاب ماهواره ای" را از روی پشت بام بکَندَ و با خود ببرد. صحنه ای باور نکردنی و وحشت آور.
در "گلچهره"، بابک اسماعیلی کوشیده است در نقش معلم، ضمن آموزش درس های مختلف، که همگی دقیق و صحیح و برابر با تدریس های عمومی هستند، با شاگرد خود گفتگو کند و در این راه ضمن آموزش، اثر هنری خلق نماید. 
این که اسماعیلی تا چه حد در این کوشش، موفق شده است، قضاوتش با کسانی است که تمام رمان را
بخوانند: 

 

 

متن کامل این نوشته را در سایت پیوند سرا ی نویسندگان و شاعران و هنرمندان سکولار دمکرات ایران   مطالعه کنید .

 

 

 


برچسب‌ها: رمان آموزشی گلچهره, پیوند سرا
+ انتخاب مطلب دوم اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۱:۲۵ قبل از ظهر توسط روش تدريس |

 

ويژه نامه ي نوروزي وبلاگ فرايند - بهار ۱۳۹۴
منتشر شد

 

روي لينك زير كليك كنيد!

    ويژه نامه ي نوروزي وبلاگ فرايند - بهار ۱۳۹۴ 

 

 

 


برچسب‌ها: ويژه نامه ي نوروزي وبلاگ فرايند, بهار ۱۳۹۴
+ انتخاب مطلب بیست و یکم اسفند ۱۳۹۳ ۱۷:۱۲ بعد از ظهر توسط روش تدريس |

 

 

كانون هاي صنفي معلمان،كه در نيمه دوم دهه ي هفتاد تشكيل شدند اصرار دارند كه در چارچوب قوانين موجود جمهوري اسلامي، امكان دستيابي به حقوق مادي و معنوي آنها فراهم است. 
در عين حال اين كانون ها معتقدند 
حدود پنج دوره دولت و مجلس را در دو دهه ي اخير تجربه كرده اند و اين دولت ها و مجلس ها چيزي جز شعارهاي زيبا در رابطه با امر آموزش ارايه نكرده اند.

بيانيه ي اخير - دي ماه 1393 -  كانون هاي صنفي معلمان بي تعارف ، يك متن متناقض است. 
اين كه چگونه نويسندگان بيانه ي مزبور از روند سي و چند سال گذشته ، متن قوانين اساسي و سند تحول آ.پ و ... به چنان اصراري رسيده اند جاي تعجب است !
لازم به ذكر است كه برخي از اعضاي اين كانون هاي صنفي بعد از برخوردهاي خشونت بار اسفند 89 در زندان به سر مي برند. 
جمهوري اسلامي اين تشكل ها را غير قانوني مي داند. 
سايت بازتاب ، در خبري تجمعات و اعتراضات معلمان در روز هاي اخير را نگراني آنان براي افزايش حقوق سال بعد عنوان كرده است.

ضمن احترام به اين تشكل ها، به نظر من 
در چارچوب قوانين فعلي ، امكان هيچ گونه تغييري در وضعيت معلمان و آموزش و پرورش وجود نخواهد داشت. 
اصلاحات در زمينه آموزش و پرورش با ساختار قوانين و چشم اندازهايي از قبيل سند چشم انداز ايران 1404 و سند تحول بنيادين آموزش و پرورش غير ممكن است.

اين غير ممكن بودن، صرفا نظر شخصي من نيست.
متن هايي كه به آنها استناد مي شود متن هاي متناقض اند. 
متن قانون اساسي يك متن متناقض است. 
متن سند چشم انداز همانند قانون اساسي بدون ضمانت اجرايي است.
سند تحول بنيادين آ.پ در امتداد مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي در مورد اهداف اموزش مدرسه اي نوشته شده است. 
همان مصوباتي كه هر چه بوده و هست آموزش مدرسه اي را مثل بسياري از فرايند هاي ديگر در ايران به بن بست كشانده است. 
با استناد كردن به چنين متوني، (منظورم از متن، بافت يا كانتكس است) به باز توليد هر چه در گذشته ي سي و چند ساله رخ داده است، خواهيم پرداخت.

در عين حال من معتقدم 
معلمان فرهيخته ترين و تاثير گذار ترين افراد اجتماع اند. 
پتانسيل بسيار زيادي براي ايجاد تغييرات اجتماعي دارند. 
به همين دليل حكومت، آگاهانه، از وزش هرگونه نسيمي در عرصه ي آموزش كشور جلو گيري مي كند.

لازم به توضيح است كه در اين رويكرد، هر گونه همراهي وبلاگ روش تدريس، با تحول خواهي در عرصه ي آموزش مدرسه اي، منوط به اين هست كه انتهاي مسيري كه مي خواهيم برويم، در يك بافت منطقي و نه متناقض، مشخص باشد. 

وبلاگ روش تدريس، در طي نزديك به يك دهه، صرفا به موضوعات آموزشي در محدوده ي آموزش مدرسه اي مي پرداخت.  نه از ايدئولوژي رنگ و بويي داشت و نه از سياسي گري اثري. 

اما مدتهاست، لزوم تدوين يك برنامه ي درسي، بدون دخالت مذهبي خاص، براي مدارس ايران مشاهده مي شود. 

روش تدريس تا تدوين و اجراي چنين برنامه ي درسي اي، رويكردي متفاوت با قبل، اتخاذ مي كند. 

شرط تدوين يك برنامه درسي، بدون دخالت هر گونه گرايش ديني يا مذهبي، خروج برخي مواد قانوني از متن قانون اساسي كشور است. اگر كانون هاي صنفي به هر دليلي، چنين رويكردي ندارند، خارج از اين مسير، ضمن احترام براي ساير ديدگاه ها، علي رغم اشتياقي كه در اين زمينه وجود دارد، همكاري، تعريف ناپذير است.

در اين رويكرد، اما همكاري با افراد و نهادهايي كه در جهت  لزوم تدوين چنان برنامه ي درسي اي، براي فرزندانمان در ايران و همين طور مدارس ايراني خارج از كشور،  كوشش مي كنند، مورد علاقه ي گرداندگان وبلاگ روش تدريس است. 

خواهشمندم در صورت لزوم توضيح بيشتر در موارد فوق الذكر

 به جزوه  يادداشت هايي پيرامون آموزش مدرسه اي  مراجعه نماييد.

 

                                                               با درود و احترام

                                                                     و آرزوي سالي سرشار از  

                                                                   حس خوشحالي و خوشبختي براي همه

                                                                      بابك اسماعيلي  

 

 

 


برچسب‌ها: وبلاگ روش تدريس و سخني با كانون هاي صنفي
+ انتخاب مطلب نوزدهم اسفند ۱۳۹۳ ۱۶:۹ بعد از ظهر توسط روش تدريس |

 

يادداشت هايي پيرامون آموزش مدرسه اي 

 

... حسن رشديه در مراسم صبحگاه براي بچه ها سخنراني مي كرد، در مورد دريافت وام از كشورهاي خارجي هشدار مي داد، از امكانات مدرسه براي چاپ و توزيع شب نامه بر عليه صدر اعظم فاسد استفاده مي كرد ... 
مدارسي كه حسن رشديه بنيانگذاري كرد، يكي از عوامل مهم بيداري ايرانيان بود كه به واقعه ي مشروطه در ايران انجاميد.

مشروطه تنها و تنها يك معني داشت. 
تا قبل از جنبش مشروطه، پادشاه در ايران،بر اساس باور عمومي، سايه ي خداوند بر روي زمين بود. همان طور كه تا قبل از خرداد هشتاد و هشت، ولي فقيه در ايران، جانشين خود خداوند بر روي كره ي زمين تلقي مي شد.

مشروطه خواهان، به روايت احمد كسروي كه سي سال بعد از وقايع مشروطه شروع به نوشتن تاريخ مشروطه كرد، و بعد ها به دست اسلام گراها در محوطه ي دادگستري شهر تهران با چاقو سلاخي شد، بيشتر مردم عادي و بازارياني و روشنفكراني بودند كه نام بسياري از آنها در تاريح ذكر نشده است.

جماعت مشروطه خواه، هدف متعالي شان اين بود كه قدرت را از پادشاه بگيرند و بر اساس قانون به مردم منتقل كنند. 
در اصل تمام داستان هاييكه هر يك از ما در طول دوران زندگي در مورد مشروطه و مشروطه خواهان شنيده ايم در يك كلمه خلاصه مي شود :

قانون !

هدف مشروطه خواهان اين بود كه براي اولين بار در ايران قانون نوشته شود. 
اولين قوانين ايران بعد از فراز و نشيب هاي فراواني كه در كتاب هاي تاريخي به آنها اشاره شده در پنجاه اصل نوشته شد.

بعد از تشكيل اولين مجلس، اسلام گراها، با راه انداختن كارنوال هاي قمه كشي و عربده كشي در تهران، خواهان چيزي به نام مشروطه ي مشروعه شدند. 
درباريان مجبور شده بودند قدرت را به مردم واگذار كنند. ملاها كه خود را تنها وارث تاج و تخت مي دانستند با حاكميت قانون از اين آرزو محروم شده بودند.

اسلام گراها يعني ملاها، دست در دست درباريان فاسد با كمك روس ها يكي از بزرگترين جنايت هاي سازمان يافته عليه مردم را در تاريخ معاصر ايران رقم زدند :

مجلس به توپ بسته شد !

آزادي خواهان در تهران به خاك و خون كشيده شدند. 
عده اي را در چاه انداختند. 
عده اي را دار زدند.
عده ي تبعيد شدند. 
عده اي فرار كردند. 
هيچ آماردقيقي از كشته ها در دست نيست.

علي اكبر دهخدا در چنان شرايطي وقتي به اجبار از ايران مهاجرت كرده بود و در چنان شرايط دشواري مي زيست كه قصد خودكشي داشت چنين سرود :

ياد آر 
ز شمع مرده ياد آر

ادامه دارد ...

يادداشت هايي پيرامون آموزش مدرسه اي- قسمت بيستم

يادداشت هايي پيرامون آموزش مدرسه اي _ قسمت نوزدهم

يادداشت هايي پيرامون آموزش مدرسه اي _ قسمت هجدهم

يادداشت هايي پيرامون آموزش مدرسه اي- قسمت شانزدهم

يادداشت هايي پيرامون آموزش مدرسه اي _ قسمت پانزدهم

يادداشت هايي پيرامون آموزش مدرسه اي _ قسمت چهاردهم

 يادداشت هايي پيرامون آموزش مدرسه اي _ قسمت سيزدهم

يادداشت هايي پيرامون آموزش مدرسه اي _ قسمت دوازدهم

يادداشت هايي پيرامون آموزش مدرسه اي- قسمت يازدهم

يادداشت هايي پيرامون آموزش مدرسه اي _ قسمت دهم

يادداشت هايي پيرامون آموزش مدرسه اي _ قسمت نهم

يادداشت هايي پيرامون آموزش مدرسه اي _ قسمت هشتم

يادداشت هايي پيرامون آموزش مدرسه اي _ قسمت هفتم

 يادداشت هايي پيرامون آموزش مدرسه اي _ قسمت ششم

يادداشت هايي پيرامون آموزش مدرسه اي _ قسمت پنجم

 يادداشت هايي پيرامون آموزش مدرسه اي _ قسمت چهارم

يادداشت هايي پيرامون آموزش مدرسه اي _ قسمت سوم

يادداشت هايي پيرامون آموزش مدرسه اي _ قسمت دوم

يادداشت هايي پيرامون آموزش مدرسه اي _ قسمت اول

 

 


برچسب‌ها: ياددشت هايي پيرامون آموزش مدرسه اي, بابك اسماعيلي, همه ي قسمت ها
+ انتخاب مطلب دوازدهم اسفند ۱۳۹۳ ۱۸:۱ بعد از ظهر توسط روش تدريس |

 

در حال نوشتن يادداشتهايي پيرامون آموزش مدرسه اي هستم. 

ايران آينده بيش از هر چيز نياز به يك  سيستم آموزش مدرسه اي بدون دخالت مذهب و ايدئولوژي دارد. 

دولت به عنوان نهادي در خدمت افراد يك  ملت موظف است، امكان زيست افراد  با هر تنوع فكري و عقيده اي را فراهم كند. راه  ايجاد چنان سيستم برنامه ريزي درسي را دانش آموزان فعلي هموار مي كنند. تغيير ذهن ها پيش شرط تغييرات اساسي در قوانين اساسي و قوانين مدني است.

يادداشت هايي پيرامون آموزش مدرسه اي براي چنان مخاطباني و با  چنان هدفي نوشته شده است. 

اميدوارم، بعد از انتشار آن يادداشتها، كه به زودي منتشر مي شود از نظرات مفيد علاقمندان بهره مند شوم. 

                                                                                 بابك اسماعيلي 

 


برچسب‌ها: يادداشتهايي پيرامون آموزش مدرسه اي, ايران آينده, بابك اسماعيلي
+ انتخاب مطلب چهارم اسفند ۱۳۹۳ ۱۴:۷ بعد از ظهر توسط روش تدريس |