یادداشت هایی پیرامون آموزش مدرسه ای 

با اشاره به اهمیت آموزش در ساختارهای اجتماعی سیاسی اقتصادی 

نویسنده : بابک اسماعیلی 

 

بخش  اول  ...........................................

بخش  دوم  ...........................................

بخش  سوم  ...........................................

بخش  چهارم  ...........................................

بخش پنجم  ...........................................

بخش ششم 

بخش هفتم 

بخش هشتم 

بخش نهم 

بخش دهم 

بخش یازدهم 

بخش دوازدهم 

بخش سیزدهم 

بخش چهاردهم 

بخش پانزدهم 

بخش شانزدهم 

بخش هفدهم 

بخش هجدهم 

بخش نوزدهم 

بخش بیستم 

 


برچسب‌ها: یاددشات هایی پیرامون آموزش مدرسه ای, بابک اسماعیلی
+ انتخاب مطلب چهاردهم دی ۱۳۹۴ ۱۴:۸ بعد از ظهر توسط روش تدريس |

 

برای دانلود نسخه ی پی دی اف روی لینک یا تصویر  کلیک کلید: 

 

 

 

 

 

 


برچسب‌ها: خرمگس, فلسفه, دیگری و دیگر بودگی, دفتر پنجم
+ انتخاب مطلب سیزدهم آذر ۱۳۹۴ ۲۳:۱۸ بعد از ظهر توسط روش تدريس |

 

 

بابک اسماعیلی

 

نوشتن رمان آموزشی گلچهره را در سال 1389 شروع کردم. یک سال به طور مداوم می نوشتم. این رمان "اولین رمان آموزشی به زبان فارسی" است که در حین نوشتن در اینترنت منتشر شد. 
یک سال بعد، من دست نوشته های این رمان راویرایش کردم اما منتشر نکردم. 
یک ماه قبل  یعنی در تابستان 1394 باز ویرایشی انجام دادم و ویرایش جدید در حال انتشار در اینترنت هست.

با توجه به این که مدتی قبل سایت بلاگفا در اقدامی تعجب بر انگیز بیست درصد مطالب تمامی وبلاگ های زیر مجموعه ی این سایت را حذف کرد ، و نسخه ی اولیه رمان گلچهره را هم من در بلاگفا منتشر کرده بودم ، تصمیم گرفتم برای امنیت بیشتر نسخه ویرایش شده را در بلاگر منتشر کنم.

به روز رسانی ویرایش جدید این رمان آموزشی در آدرس زیر انجام شده است.

 

 

 

 


برچسب‌ها: رمان آموزشی گلچهره, ویرایش دوم, بابک اسماعیلی
+ انتخاب مطلب ششم مهر ۱۳۹۴ ۱۸:۳۵ بعد از ظهر توسط روش تدريس |

 

 

 

داستان زندگی در مدرسه ابتدایی 

نویسنده : بابک اسماعیلی 

 

چندین سال بود كسی از جا و مکانم اطلاع درستی نداشت. اما وقتی پسر خُردسالم، آبتین، که تمام این سال‎ها با من بود، به سن مدرسه رفتن رسيد، بايد در انظار آفتابی می‎شدم.گرچه دلهره داشتم، اما با خود فکر کردم از حوادثی كه برمن رفته، سال‎ها گذشته است؛ حتمن از میان همكاران سابقم، آن‎هائی که چوب لای چرخ زندگی‎ام گذاشته بودند، مزدشان را گرفته، و به هر کدام سهم نان و آب‎داری رسيده بود، و با پايان گرفتن دورۀ دولت کودتا و روی کار آمدن اصلاح طلب‎ها، از سهم‎های بزرگتری هم بهره‎مند می‎شدند، و طبیعتاً با منی که سال‎ها بود خود را از کار سازمان یافته دور نگه داشته بودم، دیگر كاری نداشتند. اما ته دلم به اين استدلال، چندان خوشبين هم نبودم. چون هم خودم را می‎شناختم و هم شنیده بودم، از پس هر نقل مکانِ به موقع و سرِ بزنگاه، افرادی با لباس شخصی به خانه‎هائی که قبلاً زندگی می‎کردم، رفته و در باره‎ام پرس و جو کرده بودند.
 
وقتی پسرم به سنی رسيد كه بايد به دبستان می‎رفت، مجبور شدم از پیله‎ام بیرون بیآیم. از میان مدارس زيادی که می‎شناختم، نزدیک‎ترین مدرسه به خانۀ‌مان را انتخاب کردم. از نگاه من، بنيان‎های فكریِ غالب نظام آموزشی، و در نتیجه رفتار مربیّان، در تمام مدارس ایران، ايرادات اساسی داشت. بنابراین به راستی فرقی نمی‎کرد، پسرم به کدام دبستان برود. آن چه برایم اهمیت داشت رسیدگی من به فرزندم بود. در دورانی که تدریس می‎کردم، از نزدیک شاهد اِعمالِ نظام ایدئولوژیک و مذهبی در مدارس بودم و به این نتیجه رسیده بودم که دانش آموزان باید در مدارسی درس بخوانند که نظام آموزشی تحت تأثیرِ هیچ باور خاصی جز آزادی و رعایت حقوق انسانی نباشد. روشن بود تا وقتی در ايران هستيم، تحقق چنين فکری، حتی در رؤیاهایمان رخ نخواهد داد.
 
گرچه خود محروم از تدریس شده‎ بودم،   ... 
 
  برای خواندن ادامه ی داستان اینجا کلیک  کنید.
 
 

 

 


برچسب‌ها: داستان زندگی درمدرسه ابتدایی, بابک اسماعیلی, پیوند سرا
+ انتخاب مطلب یکم مهر ۱۳۹۴ ۱۱:۲۸ قبل از ظهر توسط روش تدريس |

    

 

4yt7_capture.jpg
 
 
 
در صورت تمایل به خرید با تلفن 09127274656   تماس بگیرید!
سفارش از همه ی نقاط ایران پذیرفته می شود.
 
پیگیری در اینستاگرام 
 
 
 

برچسب‌ها: چهلتکه
+ انتخاب مطلب سی و یکم شهریور ۱۳۹۴ ۲۰:۴۶ بعد از ظهر توسط روش تدريس |