تبليغاتX
روش تدریس
 

 


جاي اينگونه آموزش‌ها در كتابهاي درسي خالي است!!


دانشجويي، پس از 6 ترم از دانشگاه انصراف داد، دلايل انصرافش به گفته خودش اين بود »سه ترم

مشروط شده بودم، و اين ترم هم اگر مشروط شوم، اخراجم مي‌كردند، فلان درس را سه بار خوانده بودم،

اما هفته قبل كه رفتم سر جلسه امتحان نتوانستم هيچ چيزي بنويسم، هيچ چيزي!؟« و گريه

مي‌كند ....! او در محيطي پر تنش زندگي مي‌كند، و معمولاً توانايي كنترل پرخاشگري خود را ندارد!!

 

 

دانش آموزي مي‌گويد، شبها همين كه پدرم از سر كار مي‌آيد، خودم را به خواب مي‌زنم و سعي مي‌كنم

بخوابم تا با او مواجه نشوم، و چيزي نگويد. حرفهاي پدرم آنقدر اعصابم را بهم مي‌ريزد كه تا چند روز اصلاً

نمي‌توانم كاري انجام دهم يا درس بخوانم! هر وقت با هم حرف مي‌زنيم تنش ايجاد مي‌شود.

 

 


دانش آموزي در زمان انتخاب رشته دانشگاه آزاد، ترجيح مي‌داد بخاطر تنش‌هايي كه در خانه دارد،

انتخاب‌هاي اولش را شهرستان بزند تا از اين به بعد دور از خانه (تنش) زندگي كند و به قول خودش:

 كسي به او كاري نداشته باشد!

 

 


كارمندان بي‌شماري هستند، كه به خاطر شرايط كاري موجود در محيط كارشان، آنقدر تنش برايشان

ايجاد مي‌شود كه گاه تا مرز جنون هم مي‌رسند! يا كارشان را رها مي‌كنند و استعفا مي‌دهند يا به

واسطه نياز مالي تن به ادامه همين شرايط مي‌دهند تا ...

 

 


موضوعاتي از اين دست بسيارند، ولي هوشمندانه مي‌توان همه آنها را برطرف كرد يا از بوجود آمدنشان

جلوگيري كرد، به شرط اينكه آدمها تن بدهند به اينكه  قواعد بازي را رعايت كنند. متن زير برگرفته از كتاب

انگيزش و هيجان رابرت فرانكن - نشر ني است، البته با كمي تلخيص!

 

 


عمل قهر آميز، عملي است كه به منظور آسيب رساندن به ديگري يا مجبور كردن ديگري به اطاعت صورت

مي‌گيرد. عمل قهر آميز كه معمولاً تهديدها و تنبيه‌هاست، اشكال مختلفي دارد و براي وادار كردن ديگران

به اطاعت طراحي مي‌شود.


 

در رابطه فرزند و والد، كه احتمال استفاده والد از عمل قهرآميز وجود دار د، اين امكان هست كه عمل

قهرآميز به صورت سرزنش كردن (انتقاد) حذف امتيازاتي يا تنبيه بدني ظاهر شود.

 

 

در محل كار احتمال استفاده رئيس از عمل قهرآميز بيشتر است، عمل قهرآميز ممكن است به صورت

سرزنش كردن، ندادن ترفيع، كم كردن حقوق، توبيخ كردن يا جلوي رشد فرد را گرفتن، محدود كردن، بي

حضور او در موردش تصميم گرفتن و ... ظاهر شود.


 

در رابطه‌اي عاشقانه كه هر دو طرف ممكن است قهر آميز عمل كنند، اين عمل مي‌تواند به صورت تحقير يا

حتي آزار جسمي ظاهر شود.

 

 

الگوي عمل قهرآميز

عامل، فردي است كه اطلاعات را ارزيابي مي‌كند و درباره اينكه در موقعيت‌هاي مختلف چه كار بايد كرد

تصميم مي‌گيرد.

اهداف، افرادي هستند كه به وسيله عامل تهديد مي‌شوند يا با خواسته‌هاي او همخواني ندارند.

هدف نهايي، معرف انگيزه‌ها  و ارزش‌هايي است كه باعث مي‌شود عامل به گونه خاصي فكر كند و

تصميم بگيرد و به روش خاص عمل كند.

هنگامي كه رفتار هدف با انگيزه‌ها و ارزش‌هاي عامل همخواني داشته باشد، نيازي به عمل قهر آميز

نيست. عمل قهر آميز تنها زماني رخ مي‌دهد كه رفتار ديگران در جهت خواسته‌هاي عامل نباشد.

 

 

زماني كه والدين رفتار فرزند خود را مورد توجه قرار مي‌دهند رفتار وي را با انتظارات خودشان مقايسه

مي‌كنند (مثلاً اينكه او مدام درس‌مي‌خوانديانه) اگراينگونه‌باشد، نيازي‌به‌عمل‌ قهرآميز پيدا نمي‌شود، اگر

چنين نباشد، والدين ـ پدريا مادرـ نوعي از عملكرد قهرآميز انتخاب مي‌كنند ـ در سال‌هاي اوليه دبيرستان

سرزنش‌هاي ساده و در سال كنكور انتقادات پي در پي.

 

هزينه‌ها:

هزينه‌هاي فرصت: عامل از خود مي‌پرسد آيا با توجه به زمان، انرژي و تلاش مصرفي ارزش دارد كه رفتار

قهرآميز اعمال شود يا نه.

هزينه‌هاي تلاقي جويي بالقوه: اگر بهاي تلافي جويي زياد باشد، عامل ممكن است تصميم بگيرد كه

دست به اعمال قهرآميز نزند.

بعضي مواقع هدف نهايي با شكست روبرو مي‌شود. كارمندي كه با شرايطي نامعقول روبه‌رو مي‌شود

ممكن است تصميم بگيرد كه استعفا دادن بهتر از ادامه كار است. در اين موقعيت كارفرما بايد اهميت نگه

داشتن آن كارمند را با اهميت از دست دادن وي سبك و سنگين كند.

 

گفتمان (شنيدن و گفتن)

عاملي كه خود را بسيار ماهر مي‌داند، اعتقاد دارد كه هزينه متقاعد ساختن ديگران نسبتاً پايين است.

ـــاگر تو فلان كار را براي من انجام دهي، من بهمان كار را برايت خواهم كردـــ عاملي كه در هنر متقاعد

كردن مردم مهرات دارد مي‌تواند به كمك اين ابزار توافق افراد را جلب نمايد.

 

مادري كه مي‌داند، مهمترين چيز براي پسرش، هويت و احستس استقلال اوست ممكن است فضايي را

فراهم كند تا فرزندش را با كسب آنچه مي‌خواهد مطيع خود سازد. يا فرزندان مي‌توانند با تامين هر يك از

انتظارت خانواده، شرايط بهتري را براي خود مهيا كنند.

 

 

متاسفانه در واقعيت، مردم به ندرت كاملاً منطقي هستند وغالباً به رفتارهاي غير منطقي تكراري يا

رفتارهاي تقليدي دست مي‌زنند. آنها به دليل اينكه درگير موضوعات زيادي هستند، توانايي محاسبه

دقيق سود و زيان رفتارهايشان را ندارند و چه بسا رفتاري مي‌كنند كه حتي با منافع خودشان هم سازگار

نيست!

 

 

+ انتخاب مطلب ششم فروردین 1386 0:41 قبل از ظهر توسط بابک اسماعیلی |